تمثيل

 تمثيل حاصل يك ارتباط دوگانه بین مشبه و مشبهٌ بِه است . در تمثیل هم اصل بر این است که فقط مشبهٌ بِه ذکر شود و از آن متوجه مشبه شویم .

 قهرمانان حکایات تمثیلی ممکن است افراد انسانی ( تمثیل غیر حیوانی )  یا جانوران ( تمثیل حیوانی ) باشند . نمونه ی تمثیل غیر حیوانی بسیاری از داستان های مثنوی از قبیل طوطی وبازرگان ، روغن ریختن طوطی و . . . است که مولانا از همه ی آن ها معنایی جز معنای ظاهری اراده کرده است .

 

تمثیل حیوانی

فابل

 معروف ترین قسم تمثیل ، تمثیل حیوانی است که فرنگیان به آن فابل (fable) می گویند و آن را يكي از انواع ادبی می دانند . در فابل قهرمانان حکایت ، جانورانند که هر کدام ممثل تیپ یا طبقه ای هستند . مثلاً در کلیله و دمنه شیر ممثل ( مظهر ) شاهان و حاکمان است و در منطق الطیرهدهد ممثل شیخ و رهبر است .

 

تمثیل غیر حیوانی

در کتب غربیان از دونوع تمثیل ( جز فابل ) سخن رفته است که از انواع تمثیل غیر حیوانی هستند :

1. پارابل ( parable) یا مثل گویی ( مثل پردازی )

پارابل روایت کوتاهی است که در آن شباهت های جز به جز بسیاری با یک اصل اخلاقی یا مذهبی یا عرفانی وجود دارد و از این رو معمولاً از زبان پیامبران وعارفان و مردان بزرگ شنیده شده است . نمونه هایی از این نوع در انجیل لوقا آمده است .

2. نوع دیگر تمثیل ، اگزمپلوم (Exemplum) یا داستان – مثال یا حکایات تمثیلی معروف است . اگزمپلوم داستان تمثیلی کوتاهی است که شهرت بسیار داشته باشد و شنونده به محض شنیدن تمام آن و حتی قسمتی از آن فوراً متوجه مشبه یامنظور باطنی گوینده و یک نتیجه ی اخلاقی شود . مثلاً داستان دوستی خاله خرسه که این داستان مارا به یاد این اصل می اندازد که : دشمن دانا به از نادان دوست است .

 

 

سمبل

سمبل (symbol) را در فارسی رمز و مظهر و نماد می گویند .

سمبل بر دونوع است :

1. سمبل های قراردادی یا عمومی

  که سمبل های به اصطلاح مبتذل هستند ، یعنی به سبب تکرار، دلالت آن ها بر یکی دو مشبه صریح و روشن است و غالباً مانند استعاره فقط بر یک مشبه دلالت دارند . مثب سمبل هایی که در ادبیّات عرفانی ما در آثار شاعران مقلِّد دیده می شود از قبیل میخانه که سمبل محل روحانی است یا شراب و ساقی که سمبل روحانیت و معنویّت هستند .

2. سمبل های خصوصی یا شخصی

سمبل های خصوصی حاصل وضع و ابتکار شاعران ونویسندگان بزرگ است و معمولاً در ادبیّات قبل از  آنان مسبوق به سابقه نیست و از این رو برای خوانندگان تازگی دارد و فهم آن ها دشوار است . مولانا خورشید را سمبل شمس تبریزی و خدا وهمچنین شیر را سمبل خدا و ولی الله قرار داده است . زنبور طلایی در بوف کور رمز عاشق است . گل نیلوفر در آثار برخی رمز روح عارف است که از مرداب جهان سر بر می زند  اما به گند آن آلوده نمی شود .

تفسیر سمبل

   معمولاً شاعران  عارف ما که  مخاطبان آنان  عامه ی  مردم بوده اند،  خود  سمبل ها را معنی

 می کردند ، مثلاً مولانا در داستان طوطی و بازرگان ، طوطی را سمبل روح گرفته است که از هندوستان آن دنیا جدا مانده و در قفس دنیا اسیر است و تا دست از صفات نشوید و مرگ ارادی را نپذیرد از قفس بازرگان رها نمی شود .وخود او در پایان داستان ، سمبل طوطی را چنین معنی می کند :

 

قصّه ی طوطی جان زین سان بود             کو کسی که محرم مرغان بود