X
تبلیغات
مستی رندانه - موضوعات متنوع انشا

مستی رندانه

دلنوشته ها،اندیشه هاویافته های علمی،ادبی،آموزشی

 

موضوعات انشایی متنوع برای طول سال

 - امروز اولین روز مدرسه است ومن با شوق فراوان قدم به حیاط مدرسه گذاشتم ویدیدم که .....

- اولین ساعت درس سال تحصیلی شروع شد معلم ..... وارد کلاس شد واینگونه شروع کرد که .......

- اولین روز مدرسه به پایان رسید ومن به سمت منزل حرکت کردم وبا خودم روز اول را مرور می کردک که .....

- من در دهه ی مبارک فجر در آموزشگاه خود دیدم که ..........

- من در مراسم راهپیمایی ....... شرکت کردم ودیدم که .............

- اگر من با این سن کنونی در دوان انقلاب بودم می توانستم .......

- پسر جوان با سرعت از خیابان گذشت ودر حالی که ماموران شاه او را تعقیب می کردند زیرا ..............

- دیروز ساعت آخر کلاس بود ومن خسته وناتوان شده بودم ودر ذهنم این فکر می گذشت که ............

- سه تا دوست بودند که همیشه در کنار هم وهمراه هم بودند تا اینکه یکی از آنها تصمیم گرفت دوستان خود را امتحان کند به همین علت نقشه ای کشید به این صورت که ..............

- شکارچی وسایل خود را جمع کرد وپا به جنگل گذاشت ،در جستجوی شکار بود که ناگهان .......

- ماهی کوچولو دیگرطاقت زندگی کردن در جوی آب را نداشت به همین علت تصمیم گرفت که به طرف دریا برود ولی .............

- دو درخت درکنارهم بودند یکی سبزوپرمیوه ویکی زردوخشک وبی حاصل ،که در خت خشک علت بی محصول بودنش را یانگونه تعریف میکردکه .....

- پیرزن هر لحظه در حیاط را باز می کرد وبه خیابان سرک می کشید واما خبری از پسرش نبود با خود فکر می کرد که شاید ...........

- در پارکی با جهانگردی رو به رو می شوید واو از شما سوال می پرسد که چرا شما در راهپیمایی شرکت می کنید وشما پاسخ می دهید که .........

- در باغ قدم می زدم که ناگهان در چند قدمی خود پرنده ای  زخمی را دیدم که  .........

- راهی برای زندگی خود انتخاب کرده ام ومی خواهم در آن موفق باشم به این صورت که ..........

- ای کاش می توانستم .............

- اگر من یک رییس جمهور بودم ...........

- بعضی وقت ها بعد از نماز دوست دارم با خدا سخن بگوییم وبه او بگویم که ..........

- باشنیدن صدای اذان احساس میکنم که کسی دعوت نامه ی مهمانی با شکوهی را با صدای بلند برایم می خواند و من .......

- با احساس ترین نماز جماعتی که خواندم .........

- وقتی بهار فرا می رسد دلم می خواهد به خالق طبیعت بگویم که .........

- اگر توفیق زیارت امام زمان (عج)را پیدا کنم وبا ایشان درد دل نمایم به او خواهم گفت که ...........

- از زبان قایقی که در طول یک هفته برای آن اتفاقی افتاده انشایی بنویسید.

- از زبان یک قطعه اسکناس انشایی بنویسید.

- از زبان یک کفش کهنه

- از زبان سیگار

- از زبان کتاب یا دفتر

- از زبان تخته ی کلاس

- از زبان یک تک درخت در بیابان

- از زبان یک قطره باران

- از زبان یک قالی

- سرگذشت یک دانه تا درخت شدنش را به صورت داستان بازنویسی کنید.

- احساس خود رادیدن یک صحنه ی آتش سوزی بنویسید.

- باتماشای غروب آفتاب چه احساسی در شما به وجود خواهد آمد.

- درخیابان قدم می زنید ونم نم باران شروع به باریدن می کند در این صورت شما احساس می کنید که ...........

- توصیف یک کلبه در دل جنگل

- توصیف یک باغ میوه

- توصیف یک آسمان صاف وپرستاره

- توصیف فصلی را که دوست دارید.

- توصیف زنگ انشای خود

- نامه ای به خدا

- نامه ای به امام زمان

- نامه ی محبت آمیز به یک دانش آموز فلسطینی

- نامه ای به شهدا یا جانبازان هشت سال جنگ تحمیلی

- نامه ای سرگشاده که موضوع آن آگاهی جوانان از تهاجم فرهنگی باشد را بنویسید.

- اگرموجودی فضایی به زمین بیاید شما برای او زمین را چگونه توصیف می کنید.

- اگر بر سر راه شما کتاب یا اسکناسی افتاده باشد کدام یک را بر می دارید. چرا؟؟؟؟

- تا حالا فکر کرده اید که اگر در یک قرعه کشی جایزه یکصد میلیونی برنده شوی با پول آن چه کارمی کنید؟

- اگر مداد رنگی به شما بدهند واز شما بخواهند زندگی خود را نقاشی کنید چه رنگی برای آن می کشیدید و چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

- خلاصه ی یک داستان آموزنده را که خواندید یا شنیدید را برای ما بازنویسی کنید.

- خلاصه یک داستان از کتاب شاهنامه فردوسی را بنویسید.

- خاطراتی به یاد ماندنی از دوران درس ومدرسه خود را بنویسید.

- رمز رسیدن به هدف چیست؟

- قهرمانی چیست وقهرمان واقعی کیست؟

- می گویند شکست مقدمه ی پیروز ی است چگونه؟

- خاطرات خود را از رفتن به یک سفر زیارتی بازگو کنید.

- از رفتن به گردش علمی چه خاطره ای در ذهن دارید.

- گزارشی از از آزماشگاه یا کارگاه مدرسه خود بنویسید.

- گزارشی از بازدید خود از یک نمایشگاه کتاب

- هرکه عیب دگران پیش توآورد شمرد                  بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد.

- عیب کسان منگر واحسان خویش                       دیده فرو بر به گریبان خویش

- از مکافات عمل غافل مشو                             گندم از گندم بروید جو ز جو

- هزار کوه گرت صد ره شوند برو                    هزار ره گرت از پا درافکنند بایست

- هنرجوی تا کامیابی وناز                               که جویندگی را یابندگی است

- دوست آن باشد که گیرد دست دوست                 در پریشان حالی ودرماندگی

- نام نیکو گر بماند زآدمی                               به کزو ماند سرای زرنگار

- صورت زیبای ظاهر هیچ نیست                     ای برادر سیرت زبیا بیار

- نباشد همی نیک وبد پایدار                           همان به که نیکی بود یادگار

- کتاب است آیینه ی روزگار                          که بینی در آن رازها آشکار

- مردی نبود فتاده را پای زدن                        گردست فتاده ای بگیری مردی

- درنومیدی بسی امید است                           پایان شب سیه سپید است

- نابرده رنج گنج میسر نمی شود                    مزد آن گرفت جان برادر کار کرد

- گرصبر کنی زغوره حلوا سازی

 

وبسیار موضوعات متنوع وزیبای دیگر ..........

لازم به یادآوری است که موضوع انشا به شرایط وموقعیت تدریس بستگی دارد وزاییده اندیشه وباور مدرس وروحیه وحس وحال کلاس

در پایان از شما خواهشمندم که در صورت داشتن یک تجربه موفق در زنگ انشا ما را بی نصیب نگذارید.

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 توسط رندمست

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا